عقل دشمن بزرگ خلاقیت شماست !
ری بردبری درکتاب خلاقیت خود می گوید :
عقل دشمن بزرگ خلاقیت است، چون باعث میشود به جای اینکه خود واقعیتان باشید (یعنی چیزی که واقعا هستید، کسی که واقعا هستید و چیزی که واقعا میخواهید باشید)، برای هر چیزی دنبال دلیل بگردید. باید احساس کنید. موقع احساس کردن عقل از کار میافتد. بدترین کاری که هنگام فکر کردن میکنید این است که دروغ میگویید. دروغ به این معنا که برای کاری دلایلی میآورید که با توجه به شخصیت شما، برای شما صدق نمیکنند. پس باید در قدم اول بفهمید که واقعا چه کسی هستید. سعی کنید به خودتان دروغ نگویید و همیشه حقیقت را بگویید. تنها راه برای این کار این است که تا میتوانید فعال و احساساتی باشید.
خلاقیت یعنی نفوذ در چیزهای عادی برای پیدا کردن شگفتیها
آلبرت انیشتین برای تعریف خلاقیت از اصطلاح «بازی ترکیبی» استفاده میکند. او نامهای به یک ریاضیدان فرانسوی نوشت و در این نامه نظر خود را اینگونه بیان کرد:
گویا کلمات یا زبان هیچ نقشی در سیستم فکری من ندارند. به نظر من موجودات عناصری هستند در خدمت افکار من. مانند نشانهها و تصاویر کموبیش واضحی هستند که میتوانند بازتولید شوند یا با هم ترکیب شوند.
چه زمان وقت خلاقیت ماست ؟
همه ما خلاقیت را در ذات خود داریم و گاهی آن را احساس می کنیم . گاهی حس می کنیم می خواهیم چیزی بسازیم ولی نمی دانیم چه چیزی. خلق هر چیزی، حتی شده برای لحظهای کوتاه.
شما توانایی جادوگری دارید. این جادو گاهی خطرناک است، گاهی فاسد است وگاهی ضعیف. گاهی منجر به شکست میشود و گاهی آتشین است. گاهی منجر به پیروزی میشود و گاهی غمانگیز است.
اما آیا تعریف دقیقتر و ملموستری از خلاقیت وجود دارد؟
اگر بخواهیم یک جملهی درست راجع به خلاقیت بگوییم، این است که برای رسیدن به خلاقیت باید استعداد خاص خود را بشناسید و بعد بهاندازهی کافی روی آن کار کنید. از ذهن درهم و برهم خود نظمی را سامان ببخشید. نتیجه کار شما را شگفت زده می کند .
ایده چیست ؟
ایده چیزی نیست جز ترکیب عناصر قدیمی و توانایی ترکیببندی جدید این عناصر، و تا حد زیادی بستگی به این دارد که بتوانیم رابطهی بین آنها را ببینیم. این عادت ذهن که بین حقایق دنبال رابطه میگردد، در تولید ایده اهمیت بسیاری دارد.
راسموند هاردینگ در کتاب فوقالعاده و نایاب خود به نام «آناتومی الهام» میگوید :
ابتکار و خلاقیت بستگی به ترکیب جدید و موثر ایدهها دارد. واضح است که هرقدر انسان بیشتر بداند، میتواند ترکیبات موثرتری بسازد. این بیشتر دانستن فقط در حوزهای که میخواهد روی آن کار کند نیست. بلکه هرقدر راجع به موضوعات دیگر نیز آگاهی داشته باشد، به نتایج بهتری میرسد. هنوز آن طور که باید به این حقیقت توجه نشده است که کسانی که در هنر، ادبیات یا علم، افراد برجستهای شدهاند، در خارج از حوزهی فعالیت خود نیز دانش قابل توجهی داشتهاند.
چه کسی خلاق است ؟
توانایی ایجاد ارتباط بین چیزهایی که در حالت عادی با هم همخوانی ندارند، تعیین میکند که چه کسی واقعا خلاق است. استیو جابز با تأکید بر اهمیت ساخت یک گنجینهی شخصی و قوی از تجربیات و ایدههای مرتبط با هم، این مفهوم را واضحتر بیان کرد و آن را کاملتر کرد:
خلاقیت یعنی اتصال چیزها. وقتی از آدمهای خلاق میپرسید که چطور فلان کار را انجام دادند، آنها کمی احساس گناه میکنند. زیرا واقعا کار خاصی انجام ندادهاند، فقط توانستهاند دقیقتر ببینند. آنها توانستهاند تجربههای خود را به هم مرتبط کنند و چیز جدیدی درست کنند. به این دلیل آنها توانستهاند فلان کار خلاقانه را انجام دهند که نسبت به سایر مردم تجربهی بیشتری دارند. یا بیشتر از سایرین به تجربههایشان فکر میکنند.
خلاقیت یک استعداد ذاتی نیست، بلکه روشی برای انجام کارهاست.






